دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

219

تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )

مستمرى و حقوق مأموران عاليرتبه و فرماندهان نظامى نقدا پرداخت نمىشد ، بلكه به جاى آن به هر كدام عوايد مالياتى منطقه خاصى را واگذار مىكردند . به سخن ديگر ، اقطاع واگذارى حق گردآورى ماليات به افراد مختلف از طرف دولت بود . در مواردى كه اين رويه بجاى ارائه حقوق عمل مىنمود ، گيرنده اقطاع مىبايد در چارچوب دولت وظايف ديوانى و يا نظامى خود را انجام دهد . از اين رو مقطع نه مىتوانست آن را منتقل سازد و نه اينكه به كسى به ارث بگذارد . امّا اين قيد و شرط بويژه در خصوص اقطاع نظامى در حالت تئورى قانونى باقى ماند . سپاه دولت سلجوقيان بزرگ بر پايه تشكلهاى ايلات چادرنشين ترك‌نژاد بود و در واقع هر واحد ايلى در جاى خود يك واحد نظامى به شمار مىرفت . از آنجا كه مقام رهبر در سلسله مراتب ايلى موروثى بود ، لذا وظايف دولتى او ( به عنوان فرمانده نظامى ) به وارثان او منتقل مىشد و اقطاع مورد نظر هم عملا پايه و اساس مالى چندين نسل از رؤساى ايل مىگرديد . نظام الملك معتقد بود كه اقطاعدار يا مقطع نبايد تماس مستقيم با دهقانان اقطاع خود داشته باشد و مىبايد فقط به جمع‌آورى ماليات و عوارض بسنده كند . ولى اقطاعداران از اواخر قرن ششم / دوازدهم به بعد اقطاع خويش را ملك موروثى خود به حساب آوردند . اگر به اين مسأله توجه بكنيم كه خانواده اقطاعداران ، اقطاع خود را از چندين نسل به دست آورده بودند و خود اقطاعدار نيروهاى نظامى تحت سلطه خود داشت ، به راحتى مىتوانيم دريابيم كه او به چيزى فراتر از مالياتى نظر داشته كه در منطقه تحت قلمرو وى حاصل مىشده است . وى با توسعه دامنه قدرتش در منطقه اقطاعى خويش حقوق شاهى براى خود قائل بوده است . قدرت مركزى ، اگر وجود مىداشت - و نهادهاى قانونى وابسته بدان ، هميشه اين نوع امور را برنمىتافتند . آنها پيش از همه به اين اصل متوسل مىشدند كه اقطاع نوعى ملك واگذارى به شخص در ازاى وظايف اوست . اين اقدام و عمل توجيه مىشد ؛ تا آنجا كه گسترش و تحول نظام اقطاع نظامى در روزگار سلجوقيان بزرگ ، بىترديد ، سهم عمده‌اى در زوال و تباهى دولت آنان داشت . افزون بر اين به احتمال در اين ايام تمايل كمترى به تطابق شناسايى ويژگى موروثى اقطاع و حقوق سلطانى اقطاعدار وجود داشت ، چون اصل شرعى اينكه خليفه و يا سلطان مالك اصلى همه زمينهاست ، هنوز پابرجا بود . تحول فزاينده اقطاع در دوره مغولان صورت گرفت . عنصر نظامى عشيرتى در روزگار ايلخانان در صحنه‌هاى زندگى در رأس قرار گرفت . پس از اصلاحات ديوانى و اقتصادى غازان خان و وزير او رشيد الدين ، نوعى از اقطاع شكل گرفت كه با اقطاع اصلى مالى هيچ نوع اشتراكى نداشت : اقطاعدار رئيس يك واحد نظامى بر پايه نظام عشيرتى و فرمانده نيرويى از هزار تا ده هزار نفر گرديد . اقطاع او موروثى بود و قدرتش به اندازه‌اى وسعت داشت كه مىتوانست